امام صادق(ع) نوری است که علمش جهان را فرا گرفته …

[ad_1]

به گزارش ایمنا، اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می زند و حُزنی غم انگیز، افلاک را می آشوبد. آسمان سیاه پوش می شود و فوج فوج، فرشته‌های عزدار، در نقطه‌ای به نام بقیع، فرود می آیند! و بقیع، با دیده گریان، انتظار ورود عزیزی را به سوگ می نشیند!

آری ۲۵ ماه شوال سالروز غم از دست دادن بزرگ مردی است که مدینه از برکت نفس او سبز می شد و آفتاب صداقت از منزلگاه اندیشه‌اش برمی تابید. با کلامش حق را بالنده می کرد و با قیامش در نیمه شب های تاریک و با کوله باری از هدیه، مستمندان و بینوایان را دلشاد می ساخت. بیل در دست می گرفت و به تلاش معاش می ایستاد و عشق به زندگانی والا و پر معنا را در جان ها زنده نگاه می داشت.

امشب دل سیه‌پوش عزای اوست. امشب بر گلوی آسمان بغضی سخت بر جای مانده، امشب ابرها صیحه می زنند، زمین بر خود می لرزد و ضجه هایی غریب بنیان مدینه را از هم می پاشد و ما نیز با قلمی در دست سعی بر آن داریم تا با معرفی کرامات علیم و مذهبی و فرهنگی آن حضرت گوشه ای از ارادت خود را به اثبات برسانیم.

امام صادق(ع) در سال ۱۸۰ هجری قمری به دنیا آمدند و در سن ۶۵ سالگی به شهادت رسیدند و همه مورخین به اتفاق ۲۵ شوال را روز شهادت حضرت می دانند.

معمولاً در هر سال به مناسبت فرار رسیدن ایام شهادت امام صادق(ع) سخنان زیادی در باب زندگانی ایشان بیان شده است، در این نوشتار نیز به زمینه های علمی و فرهنگی حضرت پرداخته می شود.

امام صادق(ع) چهره نمونه علمی

امام صادق علیه‌السلام، در تاریخ علوم اسلامی، نقش «معلم» را دارد، زیرا بزرگان و استادان علوم اسلامی، در زمان او و پس از او، بی‌واسطه یا باواسطه، شاگرد او بودند. بدلیل آنکه نقش علمای اسلام، در تکمیل کردن و غنی ساختن فرهنگ و تمدن بشری معلوم است، می توانیم امام جعفر صادق(ع) را صرف‌نظر از مقام امامت، یکی از بزرگ‌ترین چهره های علمی و فرهنگی تمدن بشری بنامیم. آن حضرت نه تنها در علم ادیان، بلکه در علم ابدان نیز مرجعیت داشت. تبحّر او در طب و شیمی آن زمان به اندازه ای بود که جابر بن حیان، کیمیادان معروف مسلمان، بارها در رساله های خویش او را سرور و استاد خود خوانده است.

امام صادق(ع) در تاریخ اسلام، بیش از دیگر پیشوایان در آموختن علوم و معارف اسلامی و تربیت فرهنگی مسلمین توفیق یافت. آن حضرت، به دستور خلیفه عباسی، منصور دوانیقی، از مدینه به کوفه منتقل و در آنجا زندانی شد، اما در همان فرصت چند ساله، تا آنجا که ممکن بود، به نشر تعالیم تربیت اجتماع پرداخت و حقوق و الهیات و اخلاق اسلامی را به صورتی منسجم تعلیم داد. بر اساس همین سابقه بود که فقه شیعی را «فقه جعفری» و مذهب شیعه دوازده امامی را «مذهب جعفری» نامیدند.

با وجود این، تعلیمات امام صادق(ع) منحصر به علوم الهی نبود؛ در قلمروی گسترده آموزه ها و درس های امام، علوم طبیعی و تجربی نیز سهم به سزایی داشت. اینکه امام صادق(ع) را پدر شیمی نیز خوانده اند، صحیح است ضمن اینکه یکی از بزرگ‌ترین شیمی‌دان تاریخ یعنی جابر بن حیان، شاگرد خاص امام جعفر صادق(ع) بود.

شهید بزرگوار مطهری در مورد علم حضرت بیان داشته که «اگرچه برای امام صادق(ع) زمینه زعامت فراهم نشد، ولی یک زمینه دیگر فراهم شد و حضرت از آن زمینه استفاده کرد، به طوری که تحقیقاً می توان گفت، حرکت های علمی دنیای اسلام اعم از شیعه و سنی، مربوط به امام صادق(ع) است. حوزه های شیعه که خیلی واضح است، حوزه های سنی هم مولود امام صادق است، به جهت اینکه رأس و رئیس حوزه های سنی، «جامع ازهر» است که از هزار سال پیش تشکیل شده و جامع ازهر را هم، شیعیان فاطمی تشکیل دادند و تمام حوزه های دیگر اهل تسنن، منشعب از جامع ازهر است و همه اینها مولود همین استفاده ای است که امام صادق علیه السلام از وضع زمان خودش کرده است».

شیعه جعفری بودن بدعت نیست

عده ای مذهب شیعه جعفری را برای خود بدعت به حساب می آورند اما این که ما خود را شیعه جعفری بنامیم، بدعت نیست، بلکه اشاره به واقعیتی است که در تاریخ امامت شیعه رخ داده است. همان طور که در جای خود ثابت شده و با توجه به روایات صحیح از جمله «حدیث ثقلین» که سنّی و شیعه آن را نقل کرده اند، پیامبر اکرم(ص) به مسلمانان توصیه فرمود که پس از رحلت ایشان، به کتاب خدا و عترت آن حضرت رجوع نمایند و به دستوراتش عمل کنند. عده ای به این دستور گردن نهادند، هم از قرآن بهره گرفتند و هم دیدگاه های عترت پیامبر را سرمشق زندگی خود قرار دادند و چون امام باقر(ع) و امام صادق(ع) از عترت پیامبر به شمار می روند و در ابواب مختلف فقه از این دو امام نسبت به سایر امامان، روایات بیشتری رسیده است، پیروان عترت به پیروان «مذهب جعفری» معروف شدند.

در مقابل، عده بسیاری از مسلمانان صدر اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، توصیه های آن حضرت را نادیده گرفتند و به جای پیروی از عترت، به سراغ دیگران رفتند و به فتوای افرادی چون ابو حنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل عمل کردند و چهار فرقه حنفیه، مالکیه، شافعیه و حنبلیه را به وجود آوردند. در صورتی که حضرت امام جعفر صادق(ع) بدون شک استاد مستقیم و یا غیر مستقیم ائمه اهل سنت بوده و بسیار عجیب است که آنان مذهب استاد را درست نمی دانند، اما مذهب شاگردان وی را درست می شمارند.

بزرگان اهل سنت به علم امام صادق(ع) اعتراف دارند

علمای شیعه به عظمت مقام علمی امام صادق(ع) باور دارند و بزرگان اهل سنت نیز این نکته را یادآور شدند که در این گزارش نیز به نمونه هایی از آرای بزرگان اهل سنت درباره امام صادق(ع) اشاره می شود.

محمد شهرستانی، صاحب کتاب الملل و النحل، از علمای بزرگ اهل سنت، با آنکه مخالف شیعه است، وقتی به عظمت علمی امام صادق(ع) می رسد، درباره ایشان چنین می گوید: «امام صادق(ع) دارای علمی جوشان و حکمت فراوان و زهد خالص بود. مدتی در مدینه ساکن بود، و شیعه و دوستان خود را به افاده اسرار علوم، مشرف داشت. پس به عراق آمد و مدتی آن دیار را مخزن کمالات خود ساخت».

ابوزهره یکی دیگر از بزرگان اهل سنت نیز می گوید: «علمای اسلام با تمام اختلاف نظرها و تعدد مشرب هایشان، در فردی غیر از امام صادق علیه السلام و علم او اتفاق نظر ندارند». همچنین وی بر این باور است که «دانش آن حضرت، منحصر به حدیث و فقه اسلامی نبود، بلکه در علم کلام نیز تدریس می فرمود. بالاتر از همه این علوم، آن حضرت در زمینه اخلاق و علل و انگیزه های فساد آن، آگاهی های بسیار ارزنده ای داشت».

شهید مطهری در یکی از آثار خود به سخنان و دیدگاه های میر علی هندی، از بزرگان اهل سنت معاصر، درباره مقام علمی امام صادق(ع) اشاره می کند و به نقل از او  می گوید که «انتشار علوم در زمان آن حضرت، کمک کرد که فکرها آزاد شدند و پابندها از فکرها گرفته شد، و مباحث فلسفی و عقلی در همه جوامع اسلامی، عمومیت پیدا کرد. ما نباید فراموش کنیم که آن کسی که این حرکت فکری را در دنیای اسلام رهبری کرد، نواده علی بن ابی طالب است، همان که به نام امام صادق(ع) معروف است، و او کسی بود که افق فکرش بسیار باز، و عقل و فکرش بسیار عمیق بود. در حقیقت، اولین کسی که مدارس عقلی را در دنیای اسلام تأسیس کرد، او بود. شاگردانش تنها فقهای بزرگ مثل ابوحنیفه نبودند، بلکه طلاب علوم عقلی هم شاگردان او بوده اند».

نشاط سرشار علمی در زمان امام صادق(ع)

در زمان امام صادق(ع) نشاط علمی خاصی شکل گرفت که باعث شد جنگ عقاید داغ شود و بر هر مسلمان پاک نهادی لازم بود که در این جنگ عقاید به سود اسلام وارد شود و از اسلام دفاع کند، اما عوامل مؤثر در نشاط علمی روزگار امام صادق علیه السلام را می توان چنین برشمرد که «عامل اول اینکه محیط آن روز اسلامی، یک محیط صددرصد مذهبی بود و مردم تحت انگیزه های مذهبی بودند. تشویق های پیغمبر اکرم به علم و تشویق ها و دعوت های قرآن به علم و تعلّم، و تفکر و تعقل، عامل اساسی این نهضت و شور و نشاط بود. عامل دوم اینکه نژادهای مختلف وارد دنیای اسلام شده بودند که اینها سابقه فکری و علمی داشتند.

عامل سوم که زمینه را مساعد می کرد، جهان وطنی اسلامی بود؛ یعنی اینکه اسلام با وطن های آب و خاکی مبارزه کرده بود و وطن را وطن اسلامی تعبیر می کرد که هر جا اسلام هست، در نتیجه آنجا وطن است و تعصبات نژادی تا حدود زیادی از میان رفته بود به طوری که نژادهای مختلف با یک دیگر هم زیستی داشتند و احساس اخوت و برادری می کردند؛ مثلاً شاگرد، خراسانی بود و استاد مصری، یا شاگرد، مصری بود و استاد، خراسانی و این، خود، عامل دیگری برای جوشش نشاط علمی در زمان امام صادق (ع) بود».

عامل دیگری که در ایجاد این نشاط علمی مؤثر بود، آزادی و فکر و عقیده در اسلام بود. البته عباسیان نیز در این آزادی فکری بی تأثیر نبودند، اما ریشه این آزادی در تعلیمات اسلام بود، به گونه ای که اگر عباسیان هم می خواستند جلوی آن را بگیرند، نمی توانستند. آخرین عامل نیز تسامح دینی یا هم زیستی مسالمت آمیز با غیرمسلمانان، به ویژه با اهل کتاب بود. مسلمانان، اهل کتاب را تحمل می کردند و این مدارا را برخلاف اصول دینی خود نمی دانستند. در آن زمان، اهل کتاب، مردمی دانشمند و آگاه بودند. مسلمانان با آنان برخورد علمی داشتند که خود، بحث و بررسی و مناظره و در پی آن، نشاط علمی را به دنبال داشت.

جهاد فرهنگی امام صادق(ع) کمتر از قیام خونین سید الشهداء(ع) نیست

بیان فضیلت های امامان نیاز به مطالعه بسیار دارد و برای اینکه بهتر بتوانیم آن را ارائه نماییم تصمیم گرفتیم تا در ادامه گزارش در باب فضیلت های امام صادق(ع) گفت و گویی با یکی از کارشناسان مذهبی اصفهان داشته باشیم.

حجت الاسلام محمد حبیب اللهیان در گفتگو با ایمنا ضمن اشاره به این نکته که مناقب و فضایل امام صادق(ع) بیش از آن است که بتوان ذکر کرد، اظهارداشت: شخصیت آن حضرت به اندازه ای جامع و برجسته است که افزون بر شیعیان، عالمان و عارفان اهل تسنن نیز توجهی ویژه به آن حضرت داشته و فضایل و برتری علمی و شخصیتی ایشان را ستوده اند.

وی افزود: مالک بن انس، از بزرگان اهل سنت، گفته است که «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است»، ابوحنیفه نیز درباره آن امام گفته است که «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم»، اما باید گفت که بهتر از خودِ امام کسی نتوانسته است آن حضرت را معرفی کند؛ چنان که درباره آیه 88 سوره قصص «کلّ شَی ءٍ هالِک إِلاّ وَجْهَهُ» فرموده است «نَحنُ الوَجهُ اَلذی یوتَی اَللهُ مِنهُم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن شناخته می شود» بنابراین فرمایش، امام آیینه ذات حق تعالی است.

حبیب اللهیان گفت:علومی که از آن حضرت نقل کرده اند به اندازه ای است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه(ع) بیشترین موضوعات علمی و دینی را از امام صادق روایت کرده اند، هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار، بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده اند از دیگران سود نبرده اند، محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر می رسد.

وی افزود: بیشترین حجم روایات، احادیثی است که از امام صادق(ع) نقل شده است. اهمیت معارف منقول از ایشان به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است. کمتر مسئله دینی، اعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی، بدون رجوع به قول امام صادق(ع) قابل حل است.

وی خاطر نشان کرد: کثرت روایات منقول از امام صادق(ع) به دو دلیل است: یکی اینکه از دیگر ائمه علیهم‌السلام بیشتر زیستند و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شوند و دیگری که به مراتب مهم تر است، اوضاع زمانی خاص حیات امام صادق(ع) است.

این کارشناس مذهبی تصریح کرد: دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است، امام با حُسن استفاده از این فَترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت گمارد.

وی افزود: عظمت علمی امام صادق(ع) در حدی است که ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالک خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یافتند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید، نشان از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق(ع) کمتر از قیام خونین سید الشهداء(ع) نیست.

سفارش به نماز، واپسین سفارش امام صادق(ع)

خلفای عباسی آزار و اذیت بسیاری را در سالهای آخر عمر بر امام صادق(ع) وارد کردند و حتی حاکم مدینه خانه ایشان را به آتش کشید که البته امام معصوم(ع) از این توطئه جان سالم به در برد. اما ترس و کینه عباسیان از محبوبیت امام صادق(ع) میان مردم روز به روز بیشتر می شد تا اینکه سرانجام منصور دوانیقی خلیفه بغداد در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ هجری قمری با انگور زهرآلود ایشان را به شهادت رساند.

آخرین سفارش حضرت امام صادق(ع) در واپسین لحظات از عمر بابرکتشان سفارش به نماز بوده است، ابوبصیر، یکی از شاگردان برجسته امام صادق(ع) می گوید: «در هنگام شهادت حضرت صادق(ع) در مدینه منوره نبودم. پس از مراجعت از سفر، به عنوان تعزیت و تسلیت به محضر اُم حمیده، همسر بزرگوار آن حضرت رفتم. اُم حمیده وقتی یار با وفای همسرش ابوبصیر را دید، به شدت گریست و فرمود: ای ابا محمد(ابابصیر) ای کاش حاضر بودی در هنگام رحلت آن جناب که آن حضرت یکی از دو چشمان مبارکش را بست، سپس فرمود: خویشان و اقاربم را و هر کس که به من لطف و محبتی دارد، خبر کنید تا بیایند. وقتی همه در حضور جناب اجتماع نمودند و دور بسترش گرد آمدند، فرمود: هرگز شفاعت ما نمی رسد به کسی که نمازش را خفیف بشمارد و استخفاف به نماز داشته باشد»

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *